رباعی شماره‌ی ۵۴۲


عشقی که زبانه می‌کشد در تن من
خود بود خمش همیشه اندر من من‎

تا آنکه شراره‌ای به جانم بفتاد
وین شعله چنین برآمد از خرمن من

«رباعی قبلی      رباعی بعدی»






این شعر را با دوستانتان به اشتراک بگذارید